خدایا!وقتی که دل گرفته و غمبار است و وقتی دوستان
دشمنند.وقتی در همه راهها چاهی پنهان است.وقتی
پایان دوست داشتن از یاد برده شدن است و آسمان
بالای سرت از دود دلها گرفته به چه میتوان خود را دل
خوش کرد؟
|
گر مانده ام خموش خدا داند و دلم مرا سر در گریبان کرده امشب نیست دلم یاد رفیقان کرده امشب When I born , I Black , When I grow up , I Black ,When I go in Sun , I Black , When I scared , I Black ,When I sick , I Black , And when I die , I still black...And you White fellow,When you born , you pink , When you grow up , you White,When you go in Sun , you Red , When you cold , you blue,When you scared , you yellow , When you sick , you Green,And when you die , you Gray...And you call me colored???.... ........" وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم.... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟..........
دشمنند.وقتی در همه راهها چاهی پنهان است.وقتی پایان دوست داشتن از یاد برده شدن است و آسمان بالای سرت از دود دلها گرفته به چه میتوان خود را دل خوش کرد؟ پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد با این همه ، از منبر بلند باد بالا که می رود درختها چه زود به گریه می افتند که این کلمه ی بی جان پر از روح را ساخت... شاید هم گریزی بود بر هزار راز نهـان... و بگوید چه رازی است در سوت و کور خانه آری حال می دانم سوت و کور یعنی چه ...؟ ...
الهی! تنهایی را به بودن در جمعی که ما را از خودمان جدا می کند، ترجیح دهیم ..........
عشق را از آن خالق باران آموختم عشق را از آن هستی و مستی آموختم و عشق را از آن که عشق را آفرید آموختم اگر از وحشت و تنهایی و درد نمی آید به چشم خسته ات خواب به هر خاری مبند اميد ، زيرا پناهی جز خدای مهربان نیست اونی که عاشقش بودم چرا ندید عشقمو چرا نموند کنار من تنها گذاشت قلبمو اونی که عاشقش بودم چرا منو جا گذاشت توو اوج بی ترانگی چشمامو تنها گذاشت منو ندید وقتی واسش جونو دلو می دادم وقتی که بی صدا شدم اون نرسید به دادم اونی که عاشقش شدم چه کارا با دلم کرد شدم واسه عشق اون یه دیوونه ی شب گرد نمیدونم واسه چی با من رفاقت می کرد اونی که توی سینش یه قلبی داشت سخت و سرد اونی که عاشقش بودم ستاره ی من نبود تووآسمون دل من زیادی روشن نبود اونی که عاشقش بودم اصلا مال من نبود مثل یه هم ستاره اون به دنبال من نبود مثل خودم دیوونه بود ولی واسم نمی مرد هوامو داشت اما یه بار غصه واسم نمی خورد میدونم اینجوری نبود دنیا اونو عوض کرد همین کارارو کرد که این دلم باهاش غرض کرد اونی که عاشقش بودم دیگه منو نمی خواد میگم قبلنا خوب بودی میگه یادم نمیاد میگم دلم گناه داره میگه تورو نمی خوام میگم بیا بریم سفر میگه نگو نمی یام اونی که عاشقش بودم دیگه رفته از اینجا رفته پی عشق جدید یه هم صدا یه شیدا حرفی ندارم که بگم اینه کلام آخر
..... می گریم، مانند کودکی گم شده در جنگل. چه صادق و صمیمی اشک می ریزی! نگذار خیسی بر گونه هایت بماند. مبادا پرنده ی پر و بال شکسته ی آشیانه کرده در قلبت دق کند! آری! کس نباید بداند و بنگرد این سرشک غم را که باید در نهانخانه ی قلب مخفی بماند و بر در آن قفلهای پی در پی .... تا ابد و در مرگش، نرگس های دلشکسته سوگوار بمانند. از روزنه ی کوچک تنهاییم به درخشانترین ستاره آسمان دلم می نگرم. می خواهم تا صبح بگریم- در تنهاییم- انگشتان لرزانم یارای نوشتن ندارند. دیوارها بر قلبم فشار می آورند و من دستان مهربان کسی را می خواهم برای نوازش. باد می وزد. می خواهد مرا با خود ببرد. بگذار با خود ببرد. شاید در جستجوی سرنوشت باید گم شد .....
|
About
مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
آهوی زیبا
دلم بی تو نمیمونه | ||||||